تبليغاتX
طفیلی
شنبه هفتم اردیبهشت 1387
عادت خيلي بديست ،دروغگويي را ميگويم، همه هم مي دانند ، وباز هم مي گوييم!

انگار كه با گوشت وپوستمان عين شده است. بعد فردي اش كه خيلي قبل تر از اينكه ما بياييم رايج شده  ، يعني از همان روز هاي آغازين خلقت بني بشر!

اما ورژن اجتماعي پيشرفته اش كه محصول شكل گيري دولت هاي مدرن است كه چند صد سالي قدمت دارد!

ولي به گمان بنده جالب ترين نوع  دروغگويي كه از همان چند سال اخير يا شايد هم چند  ده سال اخير به ليست انواع واقسام دروغگويي هاي فرزندان آدم و حوا اضافه شده ، چاخان هاي سازماني يا گزارش سازي هاي مربوط به دواير دولتي است كه البته چيز جديدي هم نيست!  عادت كرده ايم كه همه روزه لا اقل با چند ده  نمونه از اين دروغ ها روبرو شويم .

 مثلا همين ديروز كه جناب ما ؛براي هوا خوري صرف به تپه هاي جنت آباد عزيمت كرده بود  به ناگاه  گرفتار گرد وغبار عزيمي شد كه بعد كاشف به عمل آمد، معلول بالگردي است كه آقايان هلال احمري براي سر همبندي يكي از همين گزارش هاي قلابي اجاره كرده اند.

داستان هم از اين قرار بود كه تعدادي از برادران چترباز يكي از جاها!!!  را لباس هاي قرمز هلال احمر پوشانده بودند تا فيلمي بگيرند و بعد در بوق كنند كه ما هم مثل فيلم هاي  ينگه  دنياييها ، از اين جنگولك بازي ها بلديم!!!

البته اين را گفتيم كه دلمان بابت خاكي بهمان خوراندن خنك شود!! وگرنه قصه ي قابل توجهي نبود!

ولي بامزه اينجاست كه بعضي وقتها اين خالي بندي ها با نيت هاي خاص وبعضا خالص!!  انجام ميشود.

راست و دروغش گردن رواي! اما برادري نقل ميكرد مدتي قبل يكي از آقايان وزرا در همين دولت كريمه خودمان گزارشي را از دستاوردهاي حوزه وزارت خود به دفتر رهبري ارائه ميكند و طبق معمول ايشان نيز بابررسي هاي تيز هو شانه اشان به عدم صحت و سقم گزارش آقاي وزير با واقعيت هاي موجود در آن مجموعه پي مي برند و آقاي وزير توبيخ كتبي ميشود!  مدتي بعد كه مراجع ذيصلاح ايشان را مورد مواخذه قرار ميدهند كه دليل اين بزرگنمايي عجيب وغريب چه بوده!؟!؟

آقاي وزير محترم اظهار ميدارند : قصد داشتم دل آقا را شاد كنم!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:47  توسط [...]  | 

~ ~ ~
سه شنبه بیستم فروردین 1387
باران بهاري سرصبح ،باعث شد دوزخ پايتخت از حال و هواي خاك آلوده ي اين چند روزه اخير خارج شود. شايد هم به همين خاطر بود كه كله  ما  زد؛  لابد نم نم بارون صبحگاهي رييس اتوبوسراني  رو جو گير كرده تا به راننده هاي ‌‌‌BRT ابلاغ كنه پرچم ايران به دسته آينه هاشون بزنن!!!

اما يه كم كه از كله صبح گذشت ديدن پلاكارد ها وبنر هاي تبريك روز ملي فناوري هسته اي باعث شد كه دوزاري  مون  بيافته كه امروز چه خبره!!!!!

يكي دو سالي است در كشور ما از بيستم فروردين به عنوان روز ملي فناوري هسته اي ياد ميشود. عنواني كه به مناسبت انجام اولين عمليات غني سازي بومي در جمهوري اسلامي ايران براي اين روز در نظر گرفته شده، درست به مثابه ۲۹ اسفند ماه كه ازپنجاه وهفت سال پيش به اين طرف به نام ملي شدن صنعت نفت گرامي داشته مي شود.

 برخي به دلايل خاص خودشان معتقدند كه نبايد ۲۹ اسفند و ۲۰ فروردين را همسنگ يكديگر قرار داد. يا به عبارت بهتر  بومي شدن ودستيابي به  دانش هسته اي  اصلا قابل مقايسه با ملي شدن نفت  نيست!!!   چرايي اين حرف  هم به خودشان و وجدانشان مربوط ميشود !؟!

 اما به نظر مي رسد، عليرغم  شرايط تحميلي و سختي كه به علت پيچيدگي هاي جهاني ابتداي قرن  بيست ويكم در ماجراي بومي سازي صنعت هسته اي به ايران و ايراني وارد شد و غير قابل مقايسه بودن اين شرايط با وضعيت جهان دو قطبي دهه ي پنجاه ميلادي ، اساسا طرح صورت مسئله ي اهم و فل اهم  اين دو  دستاورد، يك كد انحرافي و يا مسئله بافي هايي از سر ضعف تحليل باشد!

شايد بهتر مي بود تحليلگران  و صاحبان قلم و رسانه و از اين جور حرف!!!ا به جاي قلم فرسايي در خصوص چقدر مهم بودن  بيستم فروردين، در مورد سرانجام حركتي كه در اين روز به ثمر نشست قلم ميزندند ،آنهم با توجه و  به فرجام مرداني كه ۲۹ اسفند را پديد آوردند! و سرنوشتي كه اتحاد شوم زورگويان بين المللي و جيره خواران و وابستگان داخلي آنها بر نهضت ملي شدن نفت تحميل كرد!

و سوال اساسي  آيا اين بار هم زورگويان بين المللي خواهند توانست با ملقمه اي از سناريوي ها و فشار هاي اقتصادي ، سياسي وتبليغاتي و استفاده از ظرفيت هاي چند گانه ي  ايراني !!!  باز هم جلوي پيشرفت كشور ما را بگيرند؟!؟!

من كه فكر نميكنم! لا اقلش اين است كه نهضت امروزين توسعه و تعالي ايران، رهبري دارد كه به هيچ وجه برسرمنافع ملت كوتاه نمي آيد!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:50  توسط [...]  | 

~ ~ ~