انگار كه با گوشت وپوستمان عين شده است. بعد فردي اش كه خيلي قبل تر از اينكه ما بياييم رايج شده ، يعني از همان روز هاي آغازين خلقت بني بشر!
اما ورژن اجتماعي پيشرفته اش كه محصول شكل گيري دولت هاي مدرن است كه چند صد سالي قدمت دارد!
ولي به گمان بنده جالب ترين نوع دروغگويي كه از همان چند سال اخير يا شايد هم چند ده سال اخير به ليست انواع واقسام دروغگويي هاي فرزندان آدم و حوا اضافه شده ، چاخان هاي سازماني يا گزارش سازي هاي مربوط به دواير دولتي است كه البته چيز جديدي هم نيست! عادت كرده ايم كه همه روزه لا اقل با چند ده نمونه از اين دروغ ها روبرو شويم .
مثلا همين ديروز كه جناب ما ؛براي هوا خوري صرف به تپه هاي جنت آباد عزيمت كرده بود به ناگاه گرفتار گرد وغبار عزيمي شد كه بعد كاشف به عمل آمد، معلول بالگردي است كه آقايان هلال احمري براي سر همبندي يكي از همين گزارش هاي قلابي اجاره كرده اند.
داستان هم از اين قرار بود كه تعدادي از برادران چترباز يكي از جاها!!! را لباس هاي قرمز هلال احمر پوشانده بودند تا فيلمي بگيرند و بعد در بوق كنند كه ما هم مثل فيلم هاي ينگه دنياييها ، از اين جنگولك بازي ها بلديم!!!
البته اين را گفتيم كه دلمان بابت خاكي بهمان خوراندن خنك شود!! وگرنه قصه ي قابل توجهي نبود!
ولي بامزه اينجاست كه بعضي وقتها اين خالي بندي ها با نيت هاي خاص وبعضا خالص!! انجام ميشود.
راست و دروغش گردن رواي! اما برادري نقل ميكرد مدتي قبل يكي از آقايان وزرا در همين دولت كريمه خودمان گزارشي را از دستاوردهاي حوزه وزارت خود به دفتر رهبري ارائه ميكند و طبق معمول ايشان نيز بابررسي هاي تيز هو شانه اشان به عدم صحت و سقم گزارش آقاي وزير با واقعيت هاي موجود در آن مجموعه پي مي برند و آقاي وزير توبيخ كتبي ميشود! مدتي بعد كه مراجع ذيصلاح ايشان را مورد مواخذه قرار ميدهند كه دليل اين بزرگنمايي عجيب وغريب چه بوده!؟!؟
آقاي وزير محترم اظهار ميدارند : قصد داشتم دل آقا را شاد كنم!
