تبليغاتX
طفیلی



درباره بلاگ
اين چندمین صفحه ای است که از بهار 84 تا الان در وبلاگستان در کرده ام! چرایش را هنوز هم نمیدانم! این یکی ادامه وب نوشت های "قلم بدست مزدور سابق" است كه هک شد و تركيد ! ایضا شده طفيلي وبلاگستان! چون طفيلي ها را دوست دارم، سعی می کنم در مورد چیزهایی که بهش اشراف ندارم ننویسم! و هنوز هم در دهه ی شصت گیر کرده ام! 




امکانات


POWERED BY
BLOGFA.COM

خفه خون گرفته!

پنج، شش ماهي ميشود كه بعد از تركيدن [...] بساط وبنویسی و وبگردی را جمع کرده ايمو سرمان به كار خودمان گرم است.  درست عين بچه ي آدم ! 

 و تازه در اين مدت اتفاقات اسرار آميزي هم به وقوع پيوسته كه شايد كوچكترين آن پيوستنمان به جرگه ي مرغ وخروس ها باشد.

ولي چه كنيم كه كرم وبگردي و خزعبل نويسي آنهم از نوع ايدئولوژيك آن بدجوري  دوباره به تنمان افتاده،!!!

آخر مگر ميشود از كنار اين همه ماجراي هچل هفت و رنگ وارنگي كه في الحال در اين زمان و مكان در جريان است و خلق الله هم طبق معمول بدان سرگرم، همينطوري بي خيال و چرت آلود گذر كرد و خفه خان گرفت.

بسياري از اين هچل هفتيات مضحك اند وخنده دار  و برخي ديگر هم تلخ ودردناك ، البته مدت هاست كه به همه ي اين ها عادت كرده ايم!

ولي باز هم دليل نميشود كه خفه خون بگيريم !

حق بدهيد  ديگر ! سربازي را پس سالهاي سال پاسداري و درعين حال موي دماغ شدن مي فرستند به غول آباد تپه تا خفه خون بگيرد وصدايش نيايد !!!  عزيزترينش در غربت همان غول آباد تپه از دست ميرود و سرباز ما ناگزير براي كفن و دفن عزيزش به خانه باز ميگردد ، به او ميگويند خفه خون بگير كه تا خشك شدن كفن عزيزت در خانه بماني و الا بايد بروي همان غول آباد تپه!!!

 آقاي سرباز هم كار خود را ميكند ،يعني همان كاري كه قبل از اين  سالها وسالها انجام داده بود ! پاسداري از همان چيز هايي كه به آن اعتقاد دارد! بعد هم رفقاي سابق سرباز قصه ي ما كه امروز به خاطر منافع مالي شان ديگر رفاقتي با همقطاران گذشته خود ندارند آگاهانه به هجو و هدم همقطار خود مي پردازند و قص علي هذا!!!!

يا آن سخنگوي محترم فراكسيون محترم تر كه چون صلاحيتش به تاييد نميرسد قهر ميكند و مي رود ينگه دنيا و با بوق هاي آنان به گپ وگفت مينشيند هر چه از دهانش در ميايد نثار همه ميكند و همقطارانش را هم بي نصيب نميگذارد كه؛ آي بي معرفتها !!!  چرا زير قول قرارتان زديد !؟!؟

والبته ديگران ديگري هم پيدا مي شوند و براي اينكه خود را از تنگ و تا نياندازند وي را از خانواده معظم شهدا  و از اينجور حرفا قلمداد مي كنند تا صورت مسئله را پاك كنند!!

ونيز آقايي كه مريدانش وي را آيت ا...  ميخوانندش و دبيركل آدمهايي است كه خود را حز ب ا... ايران و شايد هم كل جهان مي دانند ، در نشست خبري و اظهاراتش چنين مي گويد كه اصلا  مگر چه فرقي بين فلسطين و اسرائيل است!؟!!!

همچنين پچ پچ هاي مربوط  به سردار سابقا محترمي كه گفته اند در خانه اي خاص باشش نفر از خواهراني خاص تر مشغول اقامه فريضه بوده!!

حالا بگذريم از آن آقاي پزشك سابقا دبيركل كه با پر رويي تمام با  مي نشيند و با سفير ژرمن ها دل وقلوه به هم تعارف مي كنند و پالس ميدهد كه تو رو  ارواح خاك ادلف !!! قطعنامه سوم را زودتر  در كنيد كه عنقريب محمود پوپول همه ي ما را هپلي هپو ميكند!!! 

با این اوصاف حق بدهید كه فعلا خفه خون گرفتن جايز نباشد!!!

پي نوشت؛ اما همه اين حرفا باعث نميشود جمعه  هم در خانه بنشينيمو خفه خون بگيريم!


 




© کليه حقوق برای نويسنده محفوظ است